3 فروردین 98 - تاریخ: 1398/1/16 ساعت: 22:02
سلام کیمی...نمی دونم چی شد یهو یاد اینجا افتادم.مسأله اینجاست که چرا کم یاد اینجا میافتم. اینجا جایییه که هیچکس نمیدونه تو کی هستی. مث فضاهای مجازی دیگه نیس نوستالژیه واست. بازم بیا:)بریم سر اصل مط
هنوز 3 فروردین 98 - تاریخ: 1398/1/16 ساعت: 22:02
بابام داره با آزار دهنده ترین صدای ممکن خر و پوف میکنه خواستم خیلی سوسکی از کنار این موضوع رد بشم ننویسمش ولی داره اصابمو خورد میکنه:/ خیلی سوسکی درحالی که جایی رو نمیدیدم رفتم 3 تا شکلات کش رفتم و مف
98/1/8 - تاریخ: 1398/1/16 ساعت: 22:02
سلامامروز اومدم یکم از برنامه هام بنویسم تا یادم نره من هیچ وقت واسه سال جدید برنامه و اهداف و این داستانا تعیین نمیکردم و دلیلشم میدونم احتمال میدم به این ربط داره که این دو سه سال اخیر زیاد حالم خوب
سیزدهم فروردین نود هشت - تاریخ: 1398/1/16 ساعت: 22:02
امروز به تاریخ سیزدهم فروردین نود و هشت همون سیزده بدر خودمن بیرون نرفتیم و داریم یه روز خیلی معمولی رو تو خونه میگذرونیم به عبارتی just chiling(ثبت دقیق دیده ها شنیده ها و افکار)از دیروز بگم.دیروز طب
پانزده فروردین نود و هشت - تاریخ: 1398/1/16 ساعت: 22:02
میگه من که خودم هیچ گوهی نشدم بچه هامم هیچ گهی نشدن خدایا چقدر درد داره این جمله:((
چیز زندگی هم باشیم:))) - تاریخ: 1398/1/16 ساعت: 22:02
الان متوجه شدم که یه جایی به جای:)) واژه فرد از واژه ی چیز استفاده کردم چون اون لحظه فرد یادم نمیومد. ولی خودمونیم آدما چیزم میشن؟ میشه یه نفر چیز زندگی یکی دیگه باشه؟عزیز ترین چیز یا حتی گه ترین چی
>برای آوای خوش - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:18
فک کنم دلم بخواد ی مدت اینجا بمونم. راستش وقتی ب طور اتفاقی یاد اینجا افتادم کلی خاطره واسم زنده شد. شاید بخوام تا یمدت نگهشون دارم هرچند آزار دهنده ن. خاطره ها چ خوب چ بد آزار دهنده ن خوبا واسه اینکه دیگه &#
>برای آوای خوش - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:05
>برای آوای خوش< + | چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ | 2 PM | kimiA | فک کنم دلم بخواد ی مدت اینجا بمونم. راستش وقتی ب طور اتفاقی یاد اینجا افتادم کلی خاطره واسم زنده شد. شاید بخوام تا یمدت نگهشون دارم هرچند آزار دهنده ن. خاطره ها چ خوب چ بد آزار دهنده ن خوبا واسه اینکه دیگه تکرار نمیشن و بدا واسه اینکه .. خ...
خدا - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
+ | چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ | 3 PM | little owl | یعنی هر اندازه که به وجود خداوند باور داشته باشی خداوند همون اندازه برای تو وجود داره.هر چه بیش تر به او ایمان بیاری،وجود و حضور او برای تو بیشتر میشه "
چرا من زیاد فکر میکنم؟؟ - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
چرا من زیاد فکر میکنم؟؟ + | پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ | 2 PM | little owl | گاهی فکر میکنم آدم های زیادی هستند که من می توانم با آنها عمیقا، احساس نزدیکی کنم اما افسوس نمی شناسمشان!
امان از سرنوشت - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
امان از سرنوشت + | پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ | 2 PM | little owl | گفت خیلی میترسم؛گفتم چرا ؟گفت چون از ته دل خوشحالم ...این جور خوشحالی ترسناک است…پرسیدم آخه چرا ؟جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشدسرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!
تنهایی - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
تنهایی + | جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ | 8 PM | little owl | چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن... به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به ارامی شکستن...
کاش می وانستم بگویم - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
کاش می وانستم بگویم + | پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ | 11 PM | little owl | چه خوب بود اگر همه چیز را میشد نوشت. اگر میتوانستم افکار خودم را به دیگری بفهمانم، میتوانستم بگویم. نه یک احساساتی هست، یک چیزهایی هست که نمیشود به دیگر فهماند، نمیشود گفت، آدم را مسخره میکنند، مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت
سوم تیر94 - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
همیشه فک می کردم که خیلی خوب میشد اگه همیشه همه چیز خیلی خوب و کامل و بی عیب و ایراد بودولی نه اشتباه می کردم همشه باید ی چیز خیلی گند تو زندگیت باشه که ذهنت رو مشغول کنه یه چیزی که به فکر این باشی که چجوری به خوبی و خوشی پشت سرش بذاری و برگردی بهش بگی که هان چیه دیدی دهنت رو سرویس کردم اینجوریه که
1396/02/29 - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
1396/02/29 + | جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ | 10 AM | little owl | هه حتی فک نمیکردم پسوورد اینجا یادم باشه فک نکنم دیگه کسی از وبلاگ استفاده کنه 2 سال گذشته کنکورمو دادم و دانشگا میرم و دیگه بچه دبیرستانی نیستم اولین استارت اینجا فک کنم مال 5 سال پیشه دنیای عجیبی داشتم دوستای مجازی داشتم الان هرکد...
prayer in C - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 16:02
prayer in C + | چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ | 1 PM | little owl | در میان اقلیت قرار داشتن حتی در اقلیتی تک نفری نشان جهل و جنون نیست، حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر، اگر تو به تنهایی جانب حقیقت را بگیری و در سوی دیگر، در برابر تو، همه دنیا قرار داشته باشد تو دیوانه نیستی.